1 منست او هی مزنیدش
آن منست او هی مبریدش
آب منست او نان منست او
مثل ندارد باغ امیدش
متصلست او معتدلست او
شمع دلست او پیش کشیدش
هر که ز غوغا وز سر سودا
سر کشد این جا سر ببریدش
از این ابیات در باره چند نفر از عزیزان و نزدیکان امان می توانیم شاهد بیاوریم ؟
،رفیق ،دوست و یار همدلی که معتدل ،شمع دل،متصل است ،یاری که عام می آید و خاص می شود،
رفیق جانی که نان و آب می شود برایمان،کسی که یکتا و بی همتاست...
برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی