می گوید؛
- کجایی؟
می گویم؛
- همین جا ...
می گوید؛
- نمی بینمت...
می گویم؛
- چه خوب ،یک عمر تلاش کردم دیده شوم، و راه به جایی نبردم حالا بی آن که هیچ تلاشی کنم ،دیده نمی شوم ، چه سعادتی!
می خندد؛
- خدارو شکر...
می گویم؛
- خدارا شکر،شاید درسایه ماندن برایم راهگشا تر باشد...
می گوید؛
- شاید، راه درست همین است،چه می دانیم...
برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی