خرید بک لینک

چه خلاف سر زد از ما ،که درِ سرای بستی
برِ دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی

ز تو ،خواهش غرامت نکند تنی که کُشتی
ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خَستی

کسی از خرابهٔ دل ،نگرفته باج هرگز
تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی

به کمال عجز، گفتم که به لب رسید جانم
ز غرور ناز گفتی، که مگر هنوز هستی؟

"فروغی بسطامی"

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 1 آذر 1404 ساعت: 11:55

صفحه بندی