خرید بک لینک

نود

چرا در کشورِ شما هیچ آدمی نمی‌خندد؟


دوستِ صمیمی‌ام


که تراژدی و اندوه و غربت را


درچشمانت می‌خوانم


ما مردمی هستیم که شادی را نمی‌دانیم!


بچه‌های ما تاکنون رنگین کمان ندیده‌اند


اینجا کشوری است


که درهای خود را بسته است


و اندیشیدن و احساس را لغو کرده است!


کشوری که به کبوتر شلّیک می‌کند،


و به ابرها و ناقوس‌ها.


اینجا پرنده پروایِ پریدن ندارد


و شاعر


هراس از شعر خواندن!


اینجا کشوری است


که راهی برای پیمودن ندارد


حتی مگس از پریدن می‌ترسد


و شب شعری برگزار نمی‌شود!


اینجا کشوری است


که نیمی از آن سیاهچال است


نیمِ دیگر نگهبان !


مُردگان با همسرانِ یکدیگر


ازدواج کرده‌اند


و روشن نیست مردمانش کجا رفته‌اند!


گردشگرِ مو طلایی فرانسوی به من می‌گوید؛


"کشورِ شما
زیباترین کشوری است که من دیده‌ام!


اینجا باران می‌خندد،
گل‌ها می‌خندند،
هلو و انار می‌خندد،


بوته‌های یاسمن
از دیوارها آویزانند،


پس چرا درکشورِ شما
هیچ آدمی نمی‌خندد!!"

نزار قبانی

آمارگیر وبلاگ

آمار سایت

قالب وبلاگ

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 7:14

صفحه بندی