خرید بک لینک

به خدا شکوه کرد  ؛

آیا بس نیست؟
ندایی نیامد ،دوباره نالید؛

بیشتر از توانم رنج می کشم،  
بازهم ندایی نیامد
زار زارگریست و در اشکهایش غرق شد ،بازهم هیچ آوایی نشنید،
او نمی دانست که زبان خداوند سکوت است.اگر هم می دانست فرقی نمی کرد ؛ او منتظر پاسخ بود و پاسخی وجود نداشت...

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 23 خرداد 1401 ساعت: 21:15

صفحه بندی