خرید بک لینک

شهر 1 من آن روح بهارانت کو؟

شور و شیدایی انبوه هزارانت کو؟

می خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان

نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو؟

کوی و بازار تو میدان سپاه دشمن

شیهه ی اسب و هیاهوی سوارانت کو؟

زیر سرنیزه ی تاتار چه حالی داری؟

دلِ پولادوش شیر شکارانت کو؟

سوت و کور است شب و میکده ها خاموش اند

نعره و عربده ی باده گسارانت کو؟

چهره ها در هم و دلها همه بیگانه ز هم

روز پیوند و صفای دل یارانت کو؟

آسمانت همه جا سقف یکی زندان است

روشنای سحر این شب تارانت کو؟

محمد رضا شفیعی کدکنی

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 13:57

صفحه بندی