بی خبر

متن مرتبط با «مسئولیت ما در برابر خودمان» در سایت بی خبر نوشته شده است

هشتاد و نه در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    هشتاد و نهدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.فراموشکار است، هر ماجرا را بدون آنکه به یاد داشته باشد چند بار تکرار می کند ، همان رفتار همان ،حرفها ،همان واکنش ...میل شدیدی به بازی دارد، هماورد می خواهد ،باور نمی کند ،وقتی می گویم ،من هماوردت نیستم ،خیلی هنر کنم دوستت و همراهت باشم...خسته ام و میل شدیدی به خواب دارم ،سرم درد می کند ،چشم چپم می تپد ،اما خواب بدقول است ،هر شب وعده می دهد سر شب می آیم ،اما زودتر از سپیده دم به سراغم نمی آید ،نمی دانم کجا می رود ،خوش می ...

    ادامه مطلب
  • هفت دریا

  • نیلوبلاگ

    چُنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را ... سعدی...

    ادامه مطلب
  • زمان بی زمان

  • نیلوبلاگ

    گاهی فکر می کنم ،گذشته حال آینده فقط چند واژه هستند،واز آن معانی که قرار است برایمان تداعی کنند،تهی اند.فکر می کنم بهتر است بگوییمگذشته دنیایی زنده و در حال رخ دادن استحال که حال استو آینده را فقط در رویا می بینیمگذشته ،حال ،آیندهجهانهای موازی هستند که در امتداد هم در جریانند،و ما چون شناگری گیج و مبهوت ،هر از چند گاهی در یکی از این جریانها شناور می شویم،گذشته برایم نگذشته ،زنده ،پویا ،قابل لمس وجود دارد ،ببینید ،دستم را دراز می کنم و ازدرخت حیاط مادر بزرگ پرتقالی می چینم.یا سوار بر اتوبوس میدان جمهوری به بهارستان هستم و از پنجره به ازدحام و سرسام رهگذران نگاه می کنم.یا صبحی زود در اداره منتظر آسانسورم که همکار سحر خیزم را می بینم که خیلی گرم با لهجه مردمان جنوب ،سلام و علیک می کند و ...گذش...

    ادامه مطلب
  • تماشا

  • نیلوبلاگ

    من تماشای تو میکردم و غافل بودم کز تماشای تو خلقی به تماشای منند... هوشنگ ابتهاج...

    ادامه مطلب
  • اعتراف دردناک

  • نیلوبلاگ

    من نمی توانم با فریب دادن خودم زندگی کنم مگر آنکه ،امر فریبِ خودم در تاریکترین قسمت وجودم باشد که نسبت به آن آگاه نیستم.ما شرایط عشق و عاشقی و معشوقی را نداریم به هزار دلیل نا گفته و ناشنیده.در تمام دوران جوانی بیهوده تلاش می کنیم که عشقی خاص و یکتا را به دست بیاوریم،اما نتیجه این همه تلاش چه شد؟واقعا با خودمان چه فکری می کنیم؟اینکه جهان اطرافمان سراسر سرشار ازحماقت و جهل است و ناتوانی و عدم شایستگی مارا درک نمی کند؟یا این که ما یک موجود ابله،خود فریب و از خود راضی هستیم و منتظریم یک شبه از کنیز مطبخ نشین بودن هستی ، با کمک امداد غیبی و جادو تبدیل به موجودی زیبا و جوان و شایسته و لایق شویم؟ که کدو تنبلش تبدیل به کالسکه ای مجلل می شود؟واقعیت گزنده و دشوار اینست ،ما آسیب دیده ایم ،رنج برده ایم...

    ادامه مطلب
  • میرزا رضای کرمانی

  • سرم درد می کند

  • نیلوبلاگ

    می گویم ؛- نازنین سرم درد می کند.می گوید ؛- چرا؟می گویم ؛- بس که این چند روز فکر کرده ام.می گوید؛ - به چه فکر کرده ای؟می گویم؛- به فقدان ،به از دست دادن ،مرگ عزیزان و مرگ یک باور ...می گوید ؛- از دست دادن آنچه داشته ای؟می گویم؛- از دست دادن آنچه خیال می کردم دارم و آنچه که هرگز نداشته ام.می گوید؛ - چه می گویی؟ از دست دادن آنچه هرگز نداشته ای؟می گویم؛ - به راستی ما مالک چه چیز هستیم؟ چه چیزهایی داریم؟می گوید ؛- عجب سوالی!می گویم؛- آنچه واقعا داریم و مالک آن هستیم رنج است.می گوید؛- و عشق؟می گویم؛- رنج با عشق و بی عشق.می گوید؛ - تو تغییر کرده ای.می گویم؛- می بینی حتی مالک باورهایمان هم نیستیم.می گوید ؛- و عشق!می گویم؛- عشق ،عشق،عشق ،تنها چیزی که مرا زنده نگاه می دارد.می گوید...

    ادامه مطلب
  • پای در گِل

  • نیلوبلاگ

     دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلستهر که ما را این نصیحت میکند بیحاصلستمن قدم بیرون نمییارم نهاد از کوی دوستدوستان معذور داریدم که پایم در گلستگر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوستهمچنانش در میان جان شیرین منزلستسعدی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بیمار

  • نیلوبلاگ

    دلبری از تو چنان دشوار است که دل تبدار و تن بیمار می خواهد.بیمارممرا ببین...

    ادامه مطلب
  • سه گانه حکمت خودمانی

  • نیلوبلاگ

    اذان مغرب را مسجد محل پخش می کنند ،چند تا پرنده سرحال و شاد با صدای اذان هماهنگ آواز می خوانند ،چند شب قبل خوابی دیدم ،که در محلی برای دعا و نیایش رفته ام ،متولی آن محل می گوید ،همه چیز را از همان که مستور است بخواه،با خودم تکرار می کنم ،مستور،مستور ، خوشم می آید از معنا و طنین اش.در دلم می پرسم ،مستور کیست؟کسی که نمی بینم ،با خنده می گوید ،دنبالش نگرد هما...

    ادامه مطلب
  • شبگردی در ادبیات ۳

  • نیلوبلاگ

    شیخ بهایی جبل عاملی که تا بحال ساکت نشسته انگشتش را به نشانه سکوت روی بینی می گذارد و رو به دوستان نجوا می کند ؛رعایت این پریشان دل را کنید ،نکند از خ...

    ادامه مطلب
  • درو گران توفان

  • نیلوبلاگ

    تقدیم به تمام عاشقان دلیری که مرگ را با آغوش باز پذیرفتند تا معنای دیگری از زندگی را نشانمان دهند... آن عاشقان شرزه که با شب نزیستندرفتند و شهر خفته ندانست کیستندفریادشان تموج شط حیات بودچون آذرخش در سخن خویشزیستندمرغان پر گشوده ی طوفان که روز مرگدریا و موج و صخره بر ایشان گریستندمی گفتی ای عزیز ! سترون شده ست خاکاینک ببین برابر چشم تو چیستندهر صبح و شب به غارت طوفان روند و باز آخرین شقایق این باغ نیستندشرزه :خشمگین دکتر شفیعی کدکنی،، م،سرشک...

    ادامه مطلب
  • تمام کن

  • نیلوبلاگ

    الهی... نظر بر ما مُدام کن و شادیِ خود بر ما تمام کن. خواجه عبدالله انصاری ...

    ادامه مطلب
  • در برابر خودم

  • نیلوبلاگ

    همیشه ابلهانه می پنداشتم که ، انسانی صادق ، دلسوز و مهربان ، با گذشت ،باهوش، انساندوست ،متفکر و... بوده ام. حالا که با خودم تنها می شوم من این سوی آینه و من دیگری آن سوی آینه می بینم ،حسود ، خودخواه،بی گذشت،احمق و ساده لوح و مردم آزار بوده ام، کسی که میلش را به زندگی از دست می دهد ، کسی است که تحمل خود واقعی اش برایش دشوار می شود، پذیرفتن آنچه هستی به جای آنچه دوست داری باشی رنج آور است. شعور هستی مرا ببخشاید....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    مسئولیت ما در برابر خودمان |