فروختم
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 16:28
در طول و عرضxa0روحم قدم می زنی ،می روی و برمی گردی،روح لطیفم ،از جای پایتفرو می روداما تو آنقدر سبکبالیکهxa0 روحم تاب نمی خوردxa0 دوباره به جای خودش باز می گردد.خانه ام،از تو و عطرتانباشته شدهکلیدش را هم بگیرxa0فروختمxa0xa0به یک بوسهمال تو ...
باغچه
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 16:28
این شعر یکی از اشعار دفتر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد که در سال ۱۳۴۲ سروده شد هست و برای اولین بار در سال ۱۳۵۱ توسط انتشارات نیلوفر چاپ شدxa0دلم برای باغچه میسوزدکسی به فکر گلها نیستکسی به فکرماهیها ن
ازدحام
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 16:28
همش تقصیر من بودوقتی خاطرات روزانه زنی تنها و محبوس در آن شهر بیمار را خوانده بودمبا خودم فکر کردم ؛چه خوب می شود؛ اگر همین اتفاق برای ما هم بیفتدمدت زمان کوتاهی ،مجبور بشویم ،اندکی مکث کنیم و از هیاه
سبز
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 16:28
می گوید سبز است؛می گویم سیاهست؛با شیطنت می خندد؛سبز است چشمانت ای شاعر!با خودم تکرار می کنم؛xa0xa0وهxa0 چه سبزم امروز ،خب اگر می گویی سبز است نگاهم ،حتما سبزاست
وای
-
تاریخ: 1398/10/11 ساعت: 5:06
وای بر روز و روزگاری که آدمیxa0همه باورش را از دست بدهد...آدمی زاد بدون باور و رویاxa0به هیچ دردی نمی خورد...
هم هست و هم نیست
-
تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 21:10
عشق مگر حتماً باید پیدا و آشکار باشد تا به آدمیزاد حق عاشق شدن، عاشق بودن بدهد؟ گاه عشق گم است؛ اما هست. هست، چون نیست. عشق مگر چیست؟ آنچه که پیداست؟ نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست؛ معرفت است. ع
دوچرخه
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:31
قاضی گفت: به ما خبر رسیده که تو در خواب سوار دوچرخه ات می شوی و تا ماه رکاب می زنی!درست است؟زن گفت: بلهقاضی گفت: گزارش داده اند دوچرخه ات را پشت خیالت پنهان می کنی!درست است؟زن گفت: بلهقاضی گفت:xa0 شنیده
بساز
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:31
u200fگفتمش با غمِ هجران چه کنم؟xa0گفت بسوز!xa0گفتمش چارهی این سوز بگو؟xa0گفت:xa0بساز...وصال شیرازی
گویا
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:14
چه دور و چه آشنایی ! چه نزدیک و چه غریبی!چه کند در زیر رادیکال ایام ،xa0این دل با عدد ی ناچیز و گنگ... با توان چند هزار ضرب در عددی مجهول ،کی بدست می آیی ای معادله ی بی پاسخ؟چقدر دلتنگم،بگذارید بخوابم ،فقط چند ساعتشاید ،چند روزچند ماهxa0چند سالوبیدارشوم و دنیا را زیباتر و دلپذیرترxa0از امروز، بیابم....
واعظ دانا
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:14
چون صبح ازل ز عشق دم زدعشق آتش شوق در قلم زدهستند افلاک زاده عشقارکان به زمین فتاده عشقنیلوفر بوستان عشق استگوی خم صولجان عشق استهر چند که عشق دردناک استآسایش سینه های پاک استاز محنت چرخ باژگون گردبی
به خاطر...
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
نه به خاطر آفتاب، نه به خاطر حماسهبه خاطر سایهی بام کوچکشبه خاطر ترانهای کوچکتر از دستهای توxa0نه به خاطر جنگلها، نه به خاطر دریابه خاطر یک برگبه خاطر یک قطرهروشنتر از چشمهای توxa0نه به خاطر دیوارها
پیشواز
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
نیاز به بازنگری را جدی بگیرxa0همه روابط اجتماعی و احساسیت را بازبینی کن...خانه تکانی روان، تو را به ساحل امن آسایش خواهد رساند...به پیشباز تنهائی بروو با خودت خلوت کن ...هله پتگر
پای دار
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
عشقبازی را تحمل باید ای دل پای دارگر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفتxa0حافظ
خبرت هست
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیستطاقت بار فراق این همه ایامم نیستخالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشدسر مویی به غلط در همه اندامم نیستگو همه شهر به جنگم به درآیند و خلافمن که در خلوت خاصم خبر از عامم نیستxa0به خدا و به سراپای تو کز دوستیتخبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیستxa0دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکن...
پیر می شویم
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
عزیز دل ،دست از تلاش بردارنمی توانینمی توانمxa0تغییرم دهیدگرگونت کنمفقط می توانم رفتاریxa0که با من داری راتغییر دهمهمین و بس!بیا و بگذارxa0کمتر آزار ببینیم،می بینی دیگر حتی زبان شاعرانه ای همxa0ندارم،پیر می شویم...
خلق و خوی فراخ
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
هرکه را خلق و خوی فراخ دیدی و سخن گشاده و فراخ حوصله که دعای خیر همه عالم کند که از سخن او ترا گشاد دل حاصل شود آن فرشته است و بهشتیxa0و آنکه اندر او و سخن او چنان سرد شوی که از سخن آنکس گرم شده بودی ، آن شیطان است و دوزخیxa0مقالات شمس
حسینا
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
عاشورا بود ،روز حسینxa0سخنران گفت حسین مظلوم است نه برای آنکه کشته شد ،بخاطر ما عزادارانش ، که اورا گم کرده ایم،مثل حسینا،که در کوچه های مه آلود سنگسر ،در سال بلوا ،گم شد،xa0 دیگر کسی او را ندید وهیچکس صد
نا آرام
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
من و تو دو جزیره کوچک در اقیانوس بزرگ و نا آرام آرامیم،هیچ تونلی از زیر دریاهیچ پل عظیمی در هوا و هیچراه میانبری از خشکی ،مارا بهم نمی رساند.تا ابد جدا می مانیم و به زودی هر دو غرق می شویمxa0نگاه کن آب را که بالا می آید...مگر با دستانت ،با عشق و صداقتقالیچه پرنده ای بسازی و بسوی من بیایی،xa0ببین مرا...
کاکتوس
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
قمری ها ،دخل سبزی ها را در آوردند،می خواهم به جایشان در گلدان هایم کاکتوسهایی بکارم که گل بدهند،آنها نسبت به سبزی مراقبت و آب کمتری می خواهند.xa0xa0این روزها من حتی مراقب خودم هم نیستم ،چه برسد به سبزی ها... هرگز این همه حواس پرت نبوده ام،
شکسته
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:53
با چون خودی درافکن اگر پنجه میکنیما خود شکستهایم چه باشد شکست ماسعدی