نجم الدین
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 19:26
یکی از عارفان بزرگ ایرانی شیخ نجم الدین کبری است . او در قرن هفتم در خوارزم زندگی می کرد ،او را شیخ ولی تراش هم می گویند ،به هرکس نگاه می کرد ،از او مرشد و راهبر و ولی می ساخت ، او به چله نشینی معتقد بود و می گفت که مرید بایستی چهل شبانه روز در خلوتی تاریک به ذکر و مراقبه بنشیند تا نوری بر دل او تاب...
نوال سعداوی
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 19:26
" ممنوعیت آدمی نسبت به خویشتن به مراتب از ممنوعیت او نسبت به مال زیانبارتر است، چرا که مال رفتنی و زایل شدنی است ولی ممنوعیت نسبت به خویش ، بزرگترین موهبت الهی ، یعنی انسانیت آدمی را به نیستی و نابودی می کشاند.. نوال السعداوی منتقد، نویسنده، داستاننویس، مدافع حقوق بشر و بهطور خاص مدافع حقوق زنان مصر...
بید مجنون
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 13:28
مجنون کشیده شانه به گیسوی بید ما احمد بابایی
رخ نگردانیم
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:30
چون دلارام می زند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیم
گر گرفتم
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 2:55
من عشق ام رادر سال بد یافتمکه می گوید" مایوس نباش"؟ من امیدم را در یاس یافتم مهتاب ام رادر شب عشق ام را در سال بد یافتم وهنگامی که داشتم خاکستر می شدم گُر گرفتم. "احمد شاملو"
احوال عاشق
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 2:55
پس معلوم شد که معلوم نیست احوال عاشق. الا تا معشوق او را چون خواهد ... "فیه مافیه" مولانا
تمام کن
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 2:55
الهی... نظر بر ما مُدام کن و شادیِ خود بر ما تمام کن. خواجه عبدالله انصاری
دلارام
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 2:55
چون دلارام می زند شمشیر سرببازیم و رخ نگردانیم...
بی سبب
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 2:55
مرا توبیسببی نیستی. بهراستی صلتِ کدام قصیدهای ای غزل؟ ستارهبارانِ جوابِ کدام سلامی به آفتاب از دریچهی تاریک؟ کلام از نگاهِ تو شکل میبندد. خوشا نظربازیا که تو آغاز میکنی! احمد شاملو
حکایت دل
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 2:55
نمی دانم چه حکایتی است حکایت دل،نه گل، دلست که آتش می گیرد ،داغ می خورد، بر می آشوبد،زیر و زبر می شود ،گیج می شود ،مست می شود،پیلی پیلی می خورد و به گوشه ای می خزد،بعد اتفاقی می افتد،دلش گرم ،دل دل گرم می شود،جانش ،جان دل آگاه می شود ،به بصیرتی ،شناختی می رسد،آرام می شود ،سوخته و گداخته اما آرام،
قالی
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 2:55
بی بی های ما پای دار قالی حرفهایی می زدند... می گفتند تار و پودی که زن آبستن و زائو ابزار زده باشد ، شل و وارفته است .فرشی که پیرزن بافته باشد ، گرم است و به درد خواب زمستان می خورد ... فرش دختر مجرد تیز رنگ است و تند و چشم را می زند ... اما همان ها می گفتند که امان از قالی نوعروس و دختر عاشق ... نق...
سکوت وخداوند
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 2:55
در حال گوش دادن به رادیو پیام هستم، گوینده محترم از مکاتبات مادر ترزا سخن می گوید... از ظلمتی که روح ترزا دچارش شده بود ،این که حضور خداوند را سالهای بسیاری بوده که حس نمی کرده... دلم می گیرد.. قلبم مچاله می شود...کاش پاسخی داشتم ...ندارم بیاد فیلم سکوت مارتین اسکورسیزی می افتم که راهبی سالها خداو
ببندد او هوارا
-
تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 9:12
بروید ای حریفان بکشید یار ما را به من آورید آخر صنم گریزپا رابه ترانههای شیرین به بهانههای زرین بکشید سوی خانه مه خوب خوش لقا را وگر او به وعده گوید که دمی دگر بیایم همه وعده مکر باشد بفریبد او شما را دم سخت گرم دارد که به جادوی و افسون بزند گره بر آب او و ببندد او هوا را به مبارکی و شادی چو نگار
حوا
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 22:57
خداوند اولین چیزی که در عالم خلق کرد روح و جان بود و روح را درجسم حوا به ودیعه گذاشت به او گفت آدم روح ندارد ، با او می سازی ؟ حوا گفت بله می سازم . خداوند آدم را به حوا سپرد .روح حوا بزرگ بود ، آدم را به آغوش کشید و اجازه داد تا او فتح اش کند زیبایی اش را و روح بزرگش را ببیند و عظمت روح زن را د
ملت عشق
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:11
در سلسله سخنرانی های دکتر سروش مبنی بر اصناف دینداری ، ایشان تقسیم بندی از انواع دینداری می کنند . از نظر من دینداری و دین در این بحث مشمول هر گونه معنا و معنویت می شود و اگر بخواهیم می توانیم به جای دینداری از کلمه معنویت وروشی برای زندگی نام ببریم که در آن خالق و محبوب و معشوقی وجود دارد و هدفی ب
وفا
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:11
دردیست غیر مردن کان را دوا نباشد پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن برشاه خوبرویان واجب وفا نباشد ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفا کن گر اژدهاست در ره،عشق است چون زمرد از برق آن زمرد ،کاین دفع اژدها کن مولوی
تاخیر
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:11
تاخیر نکن،حکم بده حاکم احساس تا موی تو و دست من و شانه مهیاست سازی بزن و سوز دل خسته دوا کن گیسوی تو پیچیده ترین ،معضل دنیاست
ایران
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:11
شرح این عاشقی ننشیند در سخن که بهر عشق والای تو همه جهان نیرزد در روح و جان من میمانی ای وطن به زیرپا فتد آن دلی که بهر تو نلرزد
بچشاند
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:11
هله نومید نباشی که تو را یار براند گرت امروز براند نه که فردات بخواند در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند
افراط
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:11
وقتی هنوز هِر را از بِر تشخیص نمی دادیم، دنیایمان دگرگون شد و همه چیز به هم ریخت و عوض شد . ارزشها تغییر کردند ، بیشتر نوجوانان هم سن ما اهل کتاب و مطالعه و آرمانی بزرگ برای تغییر جهان کهنه شدند. در مدرسه و بین دوستان می شنیدیم که هرکس بایستی جهان بینی داشته باشد و برای خودش صاحب ایدئولوژی بشود، ما